زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه
 

دلالت نهی مولوی بر فساد





بحث از دلالت نهی مولوی بر فساد به معنی بحث از دلالت یا عدم دلالت نهی مولوی بر فساد متعلق آن است.


۱ - معنی دلالت نهی مولوی بر فساد



دلالت نهی مولوی بر فساد، مقابل دلالت نهی ارشادی بر فساد بوده و به این معنا است که مولا عبد خود را به گونه ای از انجام عبادت یا معامله‌ای نهی و ردع نماید که بر مبغوض بودن آن دلالت کند، مانند: نهی مولا از نماز در ایام حیض و یا نهی وی از بیع ربوی.

۲ - نظر اصولیون در مورد دلالت نهی مولوی بر فساد



در این که آیا نهی مولوی بر فساد منهی عنه دلالت می‌کند یا نه، چند نظر وجود دارد:
عده ای معتقدند نهی مولوی ـ چه در عبادات و چه در معاملات ـ بر فساد منهی عنه دلالت می‌کند.

۲.۱ - ابوحنیفه و شیبانی


برخی دیگر هم چون " ابوحنیفه " و " شیبانی " بر این باورند که نهی مولوی ـ چه در عبادات و چه در معاملات ـ بر صحت منهی عنه دلالت می‌کند.

۲.۲ - قائلین به تفصیل بین معاملات و عبادات


گروهی، بین معاملات و عبادات تفصیل داده و گفته‌اند: اگر نهی مولوی به عبادات تعلق گیرد بر فساد منهی عنه، و اگر به معاملات تعلق گیرد بر صحت منهی عنه دلالت می‌کند.

۲.۳ - مشهور و محقق خراسانی


مشهور اصولیون هم چون مرحوم " محقق خراسانی "
[۵] کفایة الاصول، آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین، ص۲۲۵-۲۲۶.
میان تعلق نهی مولوی به مسبب یا تسبیب و تعلق آن به سبب تفصیل داده اند؛ به این بیان که اگر نهی مولوی به مسبب یا تسبیب تعلق گیرد، بر صحت منهی عنه، و اگر به سبب تعلق گیرد، بر عدم صحت منهی عنه دلالت می‌کند.

۲.۴ - محقق نایینی


جمعی از اصولیون هم چون مرحوم " محقق نایینی " میان سبب و مسبب تفصیل داده اند؛ یعنی اگر نهی مولوی به مسبب تعلق گرفت بر فساد، و اگر به سبب تعلق گرفت بر صحت دلالت می‌کند.

۲.۵ - محقق حائری


مرحوم " شیخ عبدالکریم حائری " معتقد است که نهی متعلق به عقود و ایقاعات اگر به لحاظ آثار آن ها باشد، بر صحت دلالت می‌کند.

۲.۶ - قول دیگر


برخی گفته اند اگر نهی مولوی به تسبیب معامله یا نتیجه آن تعلق بگیرد، در هر دو صورت، بر فساد منهی عنه دلالت می‌کند.
[۹] تحریرالمعالم، مشکینی، علی، ص۸۶.
[۱۲] سیری کامل دراصول فقه، فاضل لنکرانی، محمد، ج۶، ص۱۱۸-۱۱۹.


۳ - پانویس


 
۱. ↑ انوارالاصول، مکارم شیرازی، ناصر، ج۱، ص۶۱۸.    
۲. ↑ محاضرات فی اصول الفقه، خویی، ابو القاسم، ج۵، ص۳۰-۳۱.    
۳. ↑ انوارالاصول، مکارم شیرازی، ناصر، ج۱، ص۶۱۸.    
۴. ↑ کفایة الاصول، آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین، ص۱۸۶.    
۵. ↑ کفایة الاصول، آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین، ص۲۲۵-۲۲۶.
۶. ↑ اجودالتقریرات، نائینی، محمد حسین، ج۱، ص۴۰۴.    
۷. ↑ دررالفوائد، حایری، عبد الکریم، ص۱۵۷.    
۸. ↑ انوارالاصول، مکارم شیرازی، ناصر، ج۱، ص۶۱۸.    
۹. ↑ تحریرالمعالم، مشکینی، علی، ص۸۶.
۱۰. ↑ نهایة الافکار، عراقی، ضیاء الدین، ج۱،۲، ص۴۵۶.    
۱۱. ↑ نهایة الافکار، عراقی، ضیاء الدین، ج۱،۲، ص۴۵۹.    
۱۲. ↑ سیری کامل دراصول فقه، فاضل لنکرانی، محمد، ج۶، ص۱۱۸-۱۱۹.
۱۳. ↑ الموجز فی اصول الفقه، سبحانی، جعفر، ج۱،۲، ص۱۳۰-۱۴۰.    


۴ - منبع


فرهنگ‌نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۴۶۵، برگرفته از مقاله «دلالت نهی مولوی بر فساد».    






آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.